محمد يار بن عرب قطغان

244

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

و غنايم بسيار و اولجه و اسلحهء بىشمار به دست سپاه منصور افتاد . و از امراى بااعتبار شيخم قورچى و و تنيش ابدال‌بى دستگير گشته ، به قتل رسيدند و هنوز گوش و هوش از صدمهء فتنهء محاربه نياسوده بود كه در آخر همان روز به عرض رسانيده كه اينك بابا سلطان با لشكر بىپايان به خيال امداد برادر خود درويش خان رسيد . و حضرت اعلى بىتعلل با ساير سلاطين توكل بر خالق جزء كلّ نموده ، به مدافعه خصم پرداخت و از طرفين صفوف محاربه آراسته ، لواى مقاتله برافراخت . و با وجود آن همه كثرت بابا سلطان ساعتى اندك توقف نموده ديگر تاب حملهء دلاوران منصور نياورده ، عنان هزيمت به صوب تاشكند برتافت . و از امراى عظام قادر بردى قورچى و تن‌درست بىدورمان دستگير گشته ، آن دو امير كبير به موجب حكم خاقان جهانگير به صوب آخرت شتافتند . القصه ، در يك روز دو فتحى آن‌چنان كه در هيچ وقت به هيچ يك از سلاطين نامدار دست نداده بود ، به آن حضرت داد . و روز ديگر از آن مقام كوچ كرده ، مظفر و منصور عنان عزيمت به شهر سمرقند منعطف « 1 » ساخت و اهالى و موالى و اكابر و اشراف شهر به استقبال شتافتند و پيشكشهاى لايق ( 139 الف ) به وساطت اركان دولت ، به سعادت ملاقات آن حضرت دريافتند . و حضرت نواب كامياب ولايتى آن‌چنان كه با بهشت عنبرسرشت دم برابرى مىزد ، به وارثان او گراى خان و جوانمرد على سلطان گذاشت و لواى مراجعت به مستقر عزّ و جلال برافراشت . شرح اين‌حال و بيان اين مقال آنكه ، چون آن خان سكندرنشان توكل بر خالق جزء و كلّ نموده به اندك كس كه در موكب همايون داشت ، روى اعانت به امداد وارثان سمرقند گذاشت و با اولاد نوروز احمد خان دوبار در يك روز اعلام مقاتله افراشت و با وجود غلبه و كثرت دشمنان و قلّت سپاه دوستان ، لواى دولت اعدا را نگونسار ساخت . در خلال اين احوال به مسامع جلال رسانيدند كه برهان سلطان آهنگ جنگ‌وجدال داشت و انديشهء حرب و قتال كرده ، روى به معاونت مخالفان نهاده بود و قلعهء كرمينه را به عزم تسخير محاصره فرموده بود . و چون از واقعهء فرار ايشان خبر يافت ، او نيز عنان عزيمت به صوب هزيمت برتافت و به جانب بخارا به شكست

--> ( 1 ) . س : منعتف